مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در وفات حضرت زینب
جان آمد از فراق تو بر لب، نیامدی! امروز هم سـرآمد و شد شب، نیامدی چتر سیاهِ غـم، همهجا را فـرو گرفت ای در سپهر عـاطـفه کوکب! نیامدی از آه و اشک و ناله و سوزِ دل و دعا کـردم بـساط خـویش مـرتّب، نیـامدی گـفـتند در رواج ستم میکـنی ظهـور دنـیـا شـد از فـسـاد لـبـالـب، نیـامـدی خواندیم هر چه ندبه و عهد و کمیل را گـفتیم هر چه یا حق و یا رب نیامدی گـفتم بیا به خاطر زهـرا، اثر نداشت گـفـتم قـسم به حـرمت زینب، نیامدی |